خام پختن

لغت نامه دهخدا

خام پختن. [ پ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نیک نپختن طعام را. دهنقه. تَلَهوُج ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نیک نپختن طعام را دهنقه

جمله سازی با خام پختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتشین لعلی که تاج خسروان را زیور است اخگری بهر خیال خام پختن در سر است

💡 آتشین لعلی که تاج خسروانرا زیورست اخگری بهر خیال خام پختن در سرست

💡 منشین گرسنه کاین هوس خام پختن است جوشیده سالها و نپختست این طعام

💡 ور سر مویی ز تو با تو بماند به هم خام بود از تو خام پختن سودای عشق

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز