دل گداز
مترادفها
غمگین، محزون، سوزناک
فرهنگ عمید
گدازندۀ دل، ملال آور، اندوه آور.
فرهنگ فارسی
گدازنده دل، ملال آور، اندوه آور
دلگدازنده. گدازنده دل. دلسوز.
جمله سازی با دل گداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا شوم قابل نم اشکی دیده تا دل گداز میرسدم
💡 بدو گفت کاین کشور دل گداز مرا بازگو تا کدام است باز
💡 سپاهی فرستاد و باز آمدند به تن خسته و دل گداز آمدند
💡 گر بنشانیم شبی شمع صفت برابرت پیش رخیت بنگری سوز دل گداز را
💡 آن آواز دل گداز که در میان مه و باران خوانده میشد، اشک را از چشمان تمام شنوندگان جاری میکرد.
💡 شاعر با استفاده از کلمات دل گداز، توانست عمق رنج و تنهایی خود را در این قصیده زیبا به تصویر بکشد.
💡 موسیقی سنتی با آن نغمههای دل گداز، مستقیماً با روح و جان شنونده ارتباط برقرار کرده و او را به خلسه میبرد.