دل نگران. [ دِ ن ِ گ َ ] ( ص مرکب ) مضطرب پریشان حواس. که ترسد و نداند چون شود از نیک و بد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). چشم براه.منتظر. ( ناظم الاطباء ). مشوش سخت منتظر:
کشته غمزه خود را به زیارت دریاب
زآنکه بیچاره همان دل نگرانست که بود.حافظ.|| ملول. اندوهگین. ( ناظم الاطباء ).
مضطرب و دلواپس، کسی که دچار تشویش و اضطراب و منتظر حادثۀ بدی باشد.
مضطرب. پریشان حواس که ترسد و نداند چون شود از نیک و بد.
مضطرب ودلواپس، کسی که دچارتشویش وحادثه بدی باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غفلت از منتظر وصل خیالی است محال چشم اگر بسته شود دل نگران میباشد
💡 هر لحظه کند جلوه چو طاووس به رنگی ای دل نگران شو که تماشاش لطیف است
💡 چون دیده به نور حق در دل نگران گردد نور علی مطلق بر دیده عیان گردد
💡 ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند از شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند
💡 بیمار غمت جان به لب و دل نگران است شاید که به آئین طبیبان بدر آئی
💡 آه از آن لحظه که در بزم نشینی تو و من خیزم از انجمن و دل نگران برخیزم