لغت نامه دهخدا
دروع. [ دُ ] ( ع اِ ) ج ِ دِرع. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به درع شود.
دروع. [ دُ ] ( ع اِ ) ج ِ دِرع. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به درع شود.
=درع
جمع درع
جمع درع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دین ابراهیمشان در دیده مسمارست از آنک هم دروگر هم دروع آور بسان آزرند
💡 ای که از عشق و عقل میلافی هست نیمی دروع و نیمی راست