لغت نامه دهخدا
دانشیاری. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دانشیار. || شغل دانش یار. || مقام دانشیار.
- رتبه دانشیاری؛ رتبه و درجه ای که خاص دانشیارست. رتبه ای که دانشیار احراز کند در سنین خدمت خود با شرایط خاص.
دانشیاری. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دانشیار. || شغل دانش یار. || مقام دانشیار.
- رتبه دانشیاری؛ رتبه و درجه ای که خاص دانشیارست. رتبه ای که دانشیار احراز کند در سنین خدمت خود با شرایط خاص.
۱. شغل و عمل دانشیار.
۲. رتبه و مقام دانشیار.
۱ - شغل و عمل دانشیار. ۲ - رتبه ومقام دانشیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوفلو پس از اخذ دکترای خود در سال ۱۹۹۹، استادیار مؤسسه فناوری ماساچوست شد. او در سال ۲۰۰۲ و در ۲۹ سالگی به مقامی دانشیاری ارتقاء یافت و در سال ۲۰۰۳ به مقام استادی کامل رسید.
💡 مهندس سیداحمد رضوی تحصیلات مقدماتی را در کرمان و تهران به پایان رساند. سپس برای تحصیلات عالیه به خارج از کشور رفت. او با اخذ درجه دکترای مهندسی از فرانسه به کشور بازگشت و با سمت دانشیاری به تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران پرداخت.