لغت نامه دهخدا
داغ برران. [ ب َ ] ( ص مرکب ) دارای نقش و علامت داغ بر ران و فخذ. رجوع به ترکیبات کلمه داغ شود.
داغ برران. [ ب َ ] ( ص مرکب ) دارای نقش و علامت داغ بر ران و فخذ. رجوع به ترکیبات کلمه داغ شود.
دارای نقش و علامت داغ بر ران و فخذ
💡 من از عشقت کشیدم داغ برران که این کریان ز پهلوی تو دارم