لغت نامه دهخدا
دارالدوله. [ رُدْ دَ / دُو ل َ ] ( ع اِ مرکب )رجوع به دارالجلال، دارالحکومه و دارالخلافه شود. || ( اِخ ) لقب سیستان:... دارالدوله گفتندی سیستان را. ( تاریخ سیستان ). || ( اِخ ) لقب شهر کرمانشاه بوده است. ( مسکوکات ایران رابینو ص 98 ).
دارالدوله. [ رُدْ دَ / دُو ل َ ] ( ع اِ مرکب )رجوع به دارالجلال، دارالحکومه و دارالخلافه شود. || ( اِخ ) لقب سیستان:... دارالدوله گفتندی سیستان را. ( تاریخ سیستان ). || ( اِخ ) لقب شهر کرمانشاه بوده است. ( مسکوکات ایران رابینو ص 98 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتمش: هر کشوری از داد او آباد شد گفت: دارالدوله چون شد کو بود کشور مرا
💡 نشینی با هزاران جلوه و ناز به دارالدوله چون در باغ گلبن