دار ملکت

لغت نامه دهخدا

دار ملکت. [ رِ م ُ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دارملک:
دارای دارملکت او شاه مشرق است
کانواع نعمت از در دارا رسد مرا.خاقانی.

فرهنگ فارسی

دار ملک

جمله سازی با دار ملکت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که از طریق نخوت آمد به دار ملکت دید این شرف که داری ز آن نقد شد وبالش

💡 دارای دار ملکت او شاه مشرق است کانواع نعمت از در دارا رسد مرا

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز