لغت نامه دهخدا
دادارم. ( اِخ ) ( مزرعه ٔ... ) از دیهای ساوه. ( تاریخ قم ص 141 ).
دادارم. ( اِخ ) ( مزرعه ٔ... ) از دیهای ساوه. ( تاریخ قم ص 141 ).
💡 توم کاهی و یزدانم فزاید توم بندی و دادارم گشاید
💡 بیندیش ای صنم زان دم که دانی بر دادارم از تو گر کنم داد
💡 تن سپرده به حکم دادارم دل نهاده به فضل یزدانم