داد و ستان
مترادفها
داد و ستد، معامله، مبادله، تبادل
لغت نامه دهخدا
داد و ستان. [ دُس ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) داد و ستد:
نقد سخنت چو رایج افتاد
در داد و ستان آفرینش.انوری.رجوع به داد و ستد شود.
جمله سازی با داد و ستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقد سخنت چو رایج افتاد در داد و ستان آفرینش