لغت نامه دهخدا
خیرخواه. [ خ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نیکوخواه. ( از آنندراج ) طالب و رغبت خوبی و نیکی. ( ناظم الاطباء ).
خیرخواه. [ خ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نیکوخواه. ( از آنندراج ) طالب و رغبت خوبی و نیکی. ( ناظم الاطباء ).
(خِ یا خَ. خا ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) آن که نیکی دیگران را خواهد، خیراندیش.
ویژگی آن که خیر و خوبی دیگران را می خواهد.
( صفت ) آنکه نیکی دیگران را خواهد خیراندیش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولیک ذاتش جز خیر خواه عالم نیست ز فرش خاکی تا اوج گنبد گردان
💡 پیر مغان ز توبه ترا منع اگر کند زنهار گوش هوش به آن خیر خواه دار
💡 چو خیر خواه جهانی به روز و شب بادا به خیر در پی تو سال و مه دعای جهان
💡 با همه همگنانم از دل و جان هم دم خیر خواه و نیک اندیش