خوپذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) قبول عادت کننده. ( یادداشت بخط مؤلف ). آنکه استعداد و قابلیت قبول خو و عادت داشته باشد. ( آنندراج ):
خواجه این نکته را مگر دانی
خوپذیر است نفس انسانی.سنائی.خوپذیر است نفس انسانی
آن چنان گردداو که گردانی.( از مرزبان نامه ).با بدان کم نشین که درمانی
خوپذیر است نفس انسانی.سعدی.|| معتاد. عادت کرده. ( ناظم الاطباء ).
آن که زود به هر چیزی عادت می کند، عادت کننده.
قبول عادت کننده آنکه استعداد و قابلیت قبول خو و عادت داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تن به طاعت چو خوپذیر شود در دل اخلاص جایگیر شود
💡 بس که نشسته روبرو با دل خوپذیر من دل بگرفت جملگی عادت و خلق و خوی او
💡 با خاک آستانت تا خوپذیر گشتم دیگر نظر نکردم بر منصبی و مالی