لغت نامه دهخدا
خوش نهاد. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) خوش سیرت. خوش باطن. خوش طینت.
خوش نهاد. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) خوش سیرت. خوش باطن. خوش طینت.
نیک نهاد، نیکونهاد، نیکوسرشت.
خوش سیرت خوش باطن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش باش که خوش نهاد باشد صوفی از باطن خویش شاد باشد صوفی
💡 دلی که صحبت عشق است مایه طربش بنظم و نثر مکن خوش نهاد و هین مگشای
💡 شست باید که خوش نهاد بود تا خدنگ ترا گشاد بود