خوش لحن

لغت نامه دهخدا

خوش لحن. [ خوَش ْ / خُش ْ ل َ ] ( ص مرکب ) خوش آهنگ. آنکه آوازش مطبوع و دلپسند باشد. ( ناظم الاطباء ):
سوزنی در باغ مدح میر عالم زین دین
بلبل خوش لحن و خوش دستان و شیرین نغمتی.سوزنی.

فرهنگ عمید

= خوش آواز

فرهنگ فارسی

خوش آهنگ آنکه آوازش مطبوع و دلپسند باشد.

جمله سازی با خوش لحن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرهای درختان همه پربار چرا شد کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد

💡 لبت به باده رنگین شهوت انگیز است دلت به مطرب خوش لحن خوب دستان است

💡 در شوق شد این بلبل خوش لحن چو صوفی تا دید که دارد گل دو رنگ مرقع