لغت نامه دهخدا
خوش خلق. [ خوَش ْ / خُش ْ خ ُ ] ( ص مرکب ) متواضع. باحوصله. ( ناظم الاطباء ). نیک خوی. ساویز. ( یادداشت مؤلف ).
خوش خلق. [ خوَش ْ / خُش ْ خ ُ ] ( ص مرکب ) متواضع. باحوصله. ( ناظم الاطباء ). نیک خوی. ساویز. ( یادداشت مؤلف ).
= خوش اخلاق
متواضع باحوصله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو عنبر دهد بوی خوش خلق را که نفروزدش خشم چون مجمری
💡 دریغ از میرزا محمود خوش خلق چگویم وصف آن مقبول مقبل
💡 خلق خوش خلق را شکار کند صفتی بیش ازین چکار کند؟