لغت نامه دهخدا
خلنگ زار. [ خ َ ل َ ] ( اِ مرکب ) زمین پرخس و خار. خارستان. خاردار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلنگ زار. [ خ َ ل َ ] ( اِ مرکب ) زمین پرخس و خار. خارستان. خاردار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
زمین پر خس و خار خارستان
{heath, heathland} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] 1. پوشش گیاهی اراضی پست با خاک فقیر و اسیدی ماسه ای یا شنی که گیاه غالب آن خلنگ است 2. سطح باز و کشت نشده ای حاوی خاک ماسه ای یا شنی با پوشش گیاهی کوتاه
خَلَنْگزار (moor)
در علوم زمین، قطعه زمینی مرتفع، با پوشش گیاهی علف جارو، علف های درشت، و سرخس. خلنگزارها ممکن است به خوبی زهکشی نشوند و دارای چاله های باتلاقی باشند. بیش از ۵۰ درصد اسکاتلند را خلنگزارها دربر گرفته اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزایر فالکلند از سایر مناطق کم باران تر است و عمدتاً از خلنگ زار تشکیل یافتهاست.