لغت نامه دهخدا
پهلوان جمال. [ پ َ ل َ ج َ ] ( اِخ ) رجوع به جمال... و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 603 شود.
پهلوان جمال. [ پ َ ل َ ج َ ] ( اِخ ) رجوع به جمال... و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 603 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز آن سو که بد لشکر نامدار غمی گشته از پهلوان سوار
💡 همی خواهم از داور هور و ماه که بینم رخ پهلوان سپاه
💡 که بیدار دل پهلوان شاد باد روانش گرایندهٔ داد باد
💡 بیامد یکی زان دلیران دوان به نزدیک آن نامور پهلوان
💡 چو بشنید از پهلوان لشکر این یکی گفت کای نامدار گزین