خرده شناس

لغت نامه دهخدا

خرده شناس. [ خ ُ دَ/ دِ ش ِ ] ( نف مرکب ) نکته گیر. نکته شناس. خرده گیر.

فرهنگ عمید

= خرده بین

جمله سازی با خرده شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من نیم خرده گیر و خرده شناس که ندارم ز خرده هیچ قماش

💡 بسمع خرده شناس بزرگ حوصله ی که بانک نای عراقی نیوشد از دم صور

💡 با همه موی شکافی، خرد خرده شناس واقف از سرّ دهان تو سر مویی نیست

💡 مانده حیران به فهم خرده شناس کین نه بر وفق حکمت است و قیاس

💡 بطبع نادره فرمای و وهم دوراندیش بعقل خرده شناس و خیال نقش نگار

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز