خاینده

لغت نامه دهخدا

خاینده. [ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) بدندان نرم کننده را گویند. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
- ژاژ خاینده؛ یاوه گو. هرزه گو. بی ربط و یاوه حرف زن. آنکه سخنان یاوه و نامربوط میگوید. آنکه یافه گوید. آنکه در کلام مواظبت گفتار خود نکند و هر پرت و نامربوطی که بدهان آید بیرون ریزد.

فرهنگ عمید

جونده، کسی که چیزی را با دندان نرم می کند.

فرهنگ فارسی

بدندان نرم کننده را گویند

جمله سازی با خاینده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند از پی نان برپا در پیش کسان چون خوان خاینده هردونی چون گوشت برای نان

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز