خاموش نشستن

مترادف‌ها

ساکت نشستن

متضادها

پرگویی

لغت نامه دهخدا

خاموش نشستن. [ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیصدا نشستن. ساکت نشستن:
جای آن نیست که خاموش نشیند مطرب
شب آن نیست که در خواب رود یار و ندیم.سعدی ( بدایع ).- امثال:
خاموش نشین و فارع از الم باش.
|| دست از فعالیت بازداشتن. اقدام لازم نکردن. چون: «آیا جایز میدانی که من در این کار خاموش نشینم »:
اگر بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است.سعدی.

فرهنگ فارسی

بیصدا نشستن ساکت نشستن

جمله سازی با خاموش نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در انجمن عشق که گفتار خموشی است خاموش نشستن ز سخندانی عقل است

💡 لیک نتواند خاموش نشستن چه کند ؟ سحری از پی یوزش بدعا برخیزد

💡 من و خاموش نشستن بشب وصل عجب نبود خاموش اگر گنج بیابد درویش

💡 او تمام مدت در آن جلسه طولانی، با خاموش نشستن و نگاهی متفکرانه، به نظرات سایر اعضا گوش می‌داد و سعی می‌کرد در زمان مناسب نظر خود را بگوید.

💡 در آن شب سرد زمستانی، پیرمرد با خاموش نشستن کنار شومینه، به خاطرات دوران جوانی خود فکر می‌کرد و گویی در دنیایی دیگر غرق شده بود.

💡 برخلاف بقیه که با هیجان درباره نتایج مسابقه بحث می‌کردند، او با خاموش نشستن در گوشه‌ای، تنها به تماشای حرکت موج‌های آرام دریا مشغول بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران