لغت نامه دهخدا
خام پندار. [ پ ِ ] ( ص مرکب ) آن کس که پندار و اندیشه ناپخته دارد. جاهل:
بده قراضگکی تا عطات پندارم
مگو که سوخته من چه خام پندار است.خاقانی.خام پندار سوخته جگران
در هوس پختن وصال توایم.خاقانی.
خام پندار. [ پ ِ ] ( ص مرکب ) آن کس که پندار و اندیشه ناپخته دارد. جاهل:
بده قراضگکی تا عطات پندارم
مگو که سوخته من چه خام پندار است.خاقانی.خام پندار سوخته جگران
در هوس پختن وصال توایم.خاقانی.
آنکس که پندار و اندیشه ناپخته دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بده قراضگکی تا عطات پندارم مگو که سوختهٔ من چه خام پندار است