خام سر

مترادف‌ها

سرکش، بی‌پر و پاش

متضادها

پخته، با تجربه

لغت نامه دهخدا

خام سر. [ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه خیالات فاسد و اندیشه های تباه در سر داشته باشد. ( آنندراج ). || نعت است مر کسی را که صاحب خیالات فاسد میباشد. چون: «آدم خام سر چنین کند».

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه خیالات فاسد و اندیشه های باطل در سر دارد.

جمله سازی با خام سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عنبر خام سر زلف بس و آتش رخ عود میسوزی از این بعد بمجمر چه ضرور

💡 همسر من کی شود آن خام سر در سر من میکند آن خام سر

💡 بیفکند در گردنش خم خام سر زرد پوش اندر آمد به دام

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران