در شاهنامه و منابع تاریخی، غاتفر از نام شخصیتهای تاریخی است و برخی آن را پادشاه هیتال در زمان انوشیروان ساسانی دانستهاند. از سوی دیگر، غاتفر نام شهری در آسیای میانه، به ویژه در ترکستان، است که در آنجا سروهای بلند و زیبارویان بسیار دیده میشد و به همین سبب از آن بهعنوان شهری خوشآب و هوا و خوشآرایش یاد شده است. در برخی منابع، این شهر با نام «غاتقر» یا«غانفر» نیز آمده و مکان آن به محلهای در سمرقند نسبت داده شده است. بهطور کلی، غاتفر هم نام شهری سروخیز و زیباروی در ترکستان و هم محلهای معروف در سمرقند است که در ادبیات جغرافیایی و تاریخی ایران و ترکستان از آن یاد شده و شهرتش بیشتر به خاطر سروهای موزون و مردم خوشآرا و خوبروی آن بوده است.
غاتفر
لغت نامه دهخدا
غاتفر. [ ف َ ] ( اِخ ) نام شهری است از ترکستان که در آنجا خوبرویان بسیار باشند و در آن سرزمین سرو خوب شود. ( فرهنگ جهانگیری ). شهری است که دراو سرو بسیار بود. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). شهری است در ترکستان که زیبارویان بسیار دارد و در شهرمزبور سروهای موزون و لطیف بسیار است. ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 179 ). || شهری است که درآن سرو بغایت نیکو آید. ( فرهنگ خطی ). نام شهری است از ترکستان خوبان خیز. ( غیاث از لطایف ). غاتقر با قاف بر وزن کاشغر، نام شهری است از ترکستان که در آن سرزمین درخت سروآزاد و مشک خوب و صاحب حسنان مرغوب بهم میرسد؛ و نام محله ای هم هست از محلات سمرقند. ( برهان قاطع ). هدایت در مقدمه انجمن آرا در اشتباهات برهان گوید: «غاتفر به فاء در جهانگیری و رشیدی و مننسکی به اسناد فرهنگ شعوری آمده و در برهان با قاف «غاتقر» آورده ». درلغت فرس ( ص 161 ) غاتفر ( با تاء و فاء ) آمده و در غیاث همین صورت اصح دانسته شده، اما در معجم البلدان آمده: «غانفر، بعدالالف نون بالتقاء الساکنین ثم فاء مفتوحة و آخره راء، و هی محلة بسمرقند». بارتولد ( ترکستان 86، 90 ) «غاتفر» را محله ای از سمرقند یاد کرده است. ( نقل از حاشیه برهان قاطع چ معین ). صاحب آنندراج گوید: اینکه صاحب برهان غاتقر به قاف نوشته صحیح نیست. و بعضی هم گفته اند نام شهری است و ظاهراً آن محله را بنام آن شهر خوانند ولی صاحب انساب سمعانی غاتفر را یکی از محلات بزرگ سمرقند داند: الغاتفری بفتح الغین و سکون التاء المعجمتین و الفاء و فی آخرهاالراء، هذه النسبة الی موضع بسمرقند فی نفس البلد یقال له رأس قنطرة غاتفر و هی محلة کبیرة حسنة، منها ابوالفضل احمدبن محمدبن اسحاق بن ابراهیم بن یوسف بن اسحاق بن ابراهیم الغاتفری الصفار من اهل غاتفر، کان سمع الکثیر من عبداﷲبن مسعودبن کامل و احتقر و کان ثقة فی الروایة سمع منه ابواسعد الادریسی و کانت ولادته فی ربیع الاَّخر سنة 310 و مات سنة 378 هَ. ق. و ابوالفضل محمدبن احمدالغاتفری روی عن احمدبن علی الافطح مستقیم الحدیث روی عنه ابراهیم بن حمدویه الاستجی. و ابومحمدبن ابی بکربن ابی صادق الغاتفری امام فاضل صالح کثیر العبادة و المجاهدة سمع ابابکر البلدی و ابامحمد القطرانی و غیرهما. سمعت منه بسمرقند ثم قدم علینا مروحاجاً و توفی فی المحرم سنة 669 - انتهی. بنابراین معلوم شد که محله مزبور به «رأس قنطره » مشهور بوده. اینکه مؤلفان جهانگیری، غیاث، رشیدی، برهان و سراج و آنندراج غاتفر را محله ای از سمرقند دانسته اند که سرو آن بخوبی مشهور است صحیح است ولی غاتفر شهری از ترکستان سروخیز و حسن خیز از نام محلت سمرقند مذکور در فوق جدا نیست:
فرهنگ فارسی
نام فرمانده هپتالان ( هیاطله ) در شاهنامه: بشد غاتفر با سپاهی چو کوه زهیتال ( هپتال ) گرد آوریده گروه. ( شا. لغ. )
فرهنگ اسم ها
اسم: غاتفر (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ghatfar) (فارسی: غاتفر) (انگلیسی: ghatfar)
معنی: از شخصیتهای تاریخی شاهنامه، نام پادشاه هیتال در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی، نیز نام شهری در آسیای میانه
جمله سازی با غاتفر
💡 چو آگاه شد غاتفر زان سخن که خاقان چینی چه افگند بن
💡 ز بس نقش وشی چون شوشتر بود ز بس سرو سهی چون غاتفر بود
💡 بشد غاتفر با سپاهی چو کوه ز هیتال گرد آوردیده گروه
💡 زی مرز غاتفر به ساحت چرا رویم هرجا تو پرده برفکنی غاتفر شود
💡 قدت ار سایه بر زمین فکند خشک و تر سرو غاتفر روید