جائری
مترادفها
ستمگر، ظالم، ناعادل
متضادها
عادلانه، منصفانه
لغت نامه دهخدا
جائری. [ ءِ ] ( حامص ) ستمگری. بیدادگری:
کسی را که بسترد آثار عدلش
ز روی زمین صورت جائری را.ناصرخسرو.رجوع به جور شود.
فرهنگ فارسی
ستمگری
جمله سازی با جائری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کسی را که بسترد آثار عدلش ز روی زمین صورت جائری را