قابل امانت
مترادفها
امانتدار، مورد اعتماد، قابل اعتماد
متضادها
نامعتمد، بیامانت
لغت نامه دهخدا
قابل امانت. [ ب ِ ل ِ اَ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آدم. کنایه از آدمیزاد است. ( برهان )( آنندراج ): اشاره به آیت انا عرضنا الامانة علی السموات والارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها وحملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا. ( قرآن 72/33 ).
آن قابل امانت در قالب بشر
و آن عامل ارادت در عالم جزا.خاقانی.
فرهنگ فارسی
آدم کنایه از آدمیزاد است
جمله سازی با قابل امانت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن قابل امانت در قالب بشر وان عامل ارادت در عالم جزا
💡 جز تو کس قابل امانت نیست وان امانت به جز خلافت نیست
💡 در روابط اجتماعی، فردی که رفتار صادقانه و قابل امانت دارد، همواره مورد احترام و اعتماد تمامی اطرافیان قرار میگیرد.
💡 یکی از ویژگیهای اصلی یک مدیر موفق، داشتن شخصیتی قابل امانت و مسئولیتپذیر در مدیریت منابع مالی و انسانی است.
💡 برای سپردن مسئولیتهای حساس، حتماً باید به دنبال افرادی باشید که در انجام تکالیف خود کاملاً قابل امانت باشند.