غاره

لغت نامه دهخدا

غاره. [ رَ /رِ ] ( اِ ) غارج است که شراب صبوحی باشد. ( برهان ).
غاره. [ رَ ] ( ع اِمص ) غارة. غارت و تاراج. ( برهان ). || ( اِ ) غارت کنندگان. || پیچ و تاب ریسمان را نیز گویند. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) چپاول کردن چپو کردن به تاراج بردن جمع: غارات.

جمله سازی با غاره

💡 کلاخ پاره غاره نمی ماند نان درست و پاره نمی یابد

💡 (وبوبکر صدیق و) صاحب غاره فتی قبل الاسلام دون تردد

💡 شکوهٔ روی تو زینت ده لب گشت مرا شد چو گل خون دلم غاره کش روی دهن

💡 انما الا ملاک من عشریک فی نهب و غاره و کذا الملاک فی عدم و عسرو خساره

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز