لغت نامه دهخدا
عبرت پذیر. [ ع ِ رَ پ َ ] ( نف مرکب ) عبرت پذیرنده. که عبرت بپذیرد. عبرت بین. عبرت گیر:
در آن شهر شد با تنی چند پیر
همه غایت اندیش و عبرت پذیر.نظامی.
عبرت پذیر. [ ع ِ رَ پ َ ] ( نف مرکب ) عبرت پذیرنده. که عبرت بپذیرد. عبرت بین. عبرت گیر:
در آن شهر شد با تنی چند پیر
همه غایت اندیش و عبرت پذیر.نظامی.
عبرت پذیرنده، آن که پند و عبرت می گیرد، عبرت گیر.
( صفت ) آن که عبرت گیرد عبرت گیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد سفید از انتظارت دیده عبرت پذیر برنیاوردی ازین روزن سری یک بار حیف
💡 چون در سر تو دیده عبرت پذیر نیست در عین نوبهار چو نرگس به خواب باش
💡 دل نشد عبرت پذیر از تنگنای آسمان می رود هرمویم از غفلت به راهی در قفس
💡 ز چرخ، جانی عبرت پذیر باید جست ز دهر، سمعی عبرت نیوش باید داشت
💡 در بزم آفرینش چشم سیه دل ما عبرت پذیر چون نیست بیدارگو نباشد