عائده

مترادف‌ها

سود، فایده، منفعت

متضادها

زیان

لغت نامه دهخدا

( عائدة ) عائدة. [ ءِ دَ ] ( ع ص ) مؤنث عائد. ( منتهی الارب ):
در عبادت رفتن تو فائده
فائده آن باز با توعاده.مولوی.ورجوع به عائد شود. || ( اِمص ) نیکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || مهربانی. ( منتهی الارب ). || عطا. بخشش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ):
مائده از آسمان شد عائده
چون که گفت أنزل علینا مائده.مولوی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث عاید.

جمله سازی با عائده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز عشق سرکش مجنون مرا چه عائده است مرا چه فائده از حسن و خوبی لیلاست

💡 مائده از آسمان شد عائده چون که گفت انزل علینا مائده

💡 حسابدار شرکت اعلام کرد که عائده‌ی حاصل از فروش محصولات جدید در این فصل، بسیار فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه و برنامه‌های سالانه بود.

💡 سرمایه‌گذاران با دقت تمام، میزان عائده‌ی حاصل از این پروژه بزرگ را بررسی کردند تا از سودآوری و امنیت سرمایه‌های خود اطمینان کامل پیدا کنند.

💡 با توجه به تغییرات اقتصادی، عائده‌ی حاصل از اجاره‌ی املاک در این منطقه با افت شدیدی روبرو شده است که همه را نگران کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران