شانه ای
لغت نامه دهخدا
شانه ای. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ( برگ مرکب... ) نام برگچه هایی است که در دو طرف دُم برگ اصلی و در امتداد و موازات آن قرارگیرند. چون: برگ گل سرخ و اقاقیا و گردو و غیره و بطور کلی نباتات تیره نخود و قسمتی از نباتات تیره گل سرخ دارای برگهای مرکب شانه ای میباشند. تعداد برگچه های آنها در گونه های مختلف متفاوت میباشد و در بعضی از گونه ها به یک و یا یک زوج تقلیل می یابد و برگهای مرکب شانه ای نیز ممکن است به برگهای مرکب جزء تقسیم گردند مانند انواع اکاسیا و جغجغه و شب خسب و غیره. این قبیل برگها را دوشانه ای مینامند. ( از گیاه شناسی ثابتی ص 252 ).
فرهنگستان زبان و ادب
{pinnate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی با ظاهر یا ساختاری شبیه به پر در گیاهان
جمله سازی با شانه ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیست در زلف سیاهش، گرم جولان شانه ای خویش را بر دود شمعی می زند پروانه ای
💡 چندان زدش که او را بر جا نماند دیگر نه شانه ای و پشتی نه گردنی و نه دوشی
💡 مژه بر هم نزند در دل شبهای دراز شانه ای را که سر زلف سخن در پیش است
💡 چندان زدش که او را بر جا نماند دیگر نه شانه ای و پشتی نه گردنی نه دوشی
💡 چون ندارم دسترس بر طره طرار او درگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم
💡 نیست بر دست کسی چشم پریشان خاطران زلف ماتم دیدگان را شانه ای در کار نیست
💡 آن ساختمان قدیمی با آن طراحی شانه ای و نامتقارن، جلوهای بسیار خاص و متفاوت به نمای کلی شهر بخشیده است که توجه گردشگران را به خود جلب میکند.
💡 او با یک حرکت شانه ای کوچک و سریع، سعی کرد تمام گرد و غبار روی لباس رسمی خود را پاک کند تا در جلسه بعدی کاملاً آراسته باشد.
💡 در طول مسیر پیادهروی در جنگل، ما با برخورد به یک تپه شانه ای و ملایم، فرصتی عالی برای استراحت و تماشای مناظر زیبای اطراف پیدا کردیم.