فراخ شانه

لغت نامه دهخدا

فراخ شانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) اکتف. ( منتهی الارب ). آن که شانه هایش پهن باشد. رجوع به اکتف شود.

فرهنگ عمید

پهن شانه، چهارشانه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دارای شانه های پهن باشد.

جمله سازی با فراخ شانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مژه ها بلند، محاسن پرپشت و انبوه، شاربها كوتاه بودند. دهانش كمى فراخ ولى متناسب و دندانهايش سفيد و با فاصله بود. موهاى صاف و اندامى موزون داشت. خط باريكى از مو از سينه تا ناف او را پوشانده بود. شكم با سينه برابر، چهار شانه،و گردنش در زيبايى همچون نقره خام بود....

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز