ذره سان

فرهنگ عمید

۱. ذره وار، مانند ذره.
۲. حقیر و ضعیف.

جمله سازی با ذره سان

💡 من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم در هوای مهر رویت ذره سان شیداستم

💡 برهنه پا و سرو تن همه چون خورشیدند ذره سان رقص کنان بی سرو بی دستارند

💡 کجا نان ریزه ات موجود گردد ذره سان گر خود گه افطار باشد قرص مهرت گرده خوانی

💡 پس آنکه ذره سان جانی که داری بر خورشید عالم تاب انداز

💡 خالد اندر رقص و حالت ذره سان در هوای آفتاب کیستم؟

💡 از ظهور آفتاب رویت ای بدر منیر هردو عالم ذره سان در عشق دروا آمده