لغت نامه دهخدا
خار راه. [ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مانع و حایل. ( آنندراج ). مزاحم. مانع. سد راه پیشرفت.
خار راه. [ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مانع و حایل. ( آنندراج ). مزاحم. مانع. سد راه پیشرفت.
مانع و حایل مزاحم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خار راه من گل امید می دمد اکنون که همچو سیل به دریا روان شدم
💡 توجهی که به اقبال خار راه درت گشایم از دل پرآبله هزار گره
💡 ز خار راه پر و بال می دهد سامان چو گردباد شود رهروی که تنهاگرد
💡 کشید از قدمم خار راه او ایام چو شمع رفت برون جانم از کف پایم
💡 هجوم خار به آتش چه می تواند کرد؟ عبث دل اینهمه از خار راه می لرزد
💡 حاجیان را کعبه چون میداد دست خار راه بادیه گل دسته بود