لابدی

لغت نامه دهخدا

لابدی. [ ب ُدْ دی ] ( حامص مرکب ) لاعلاجی. ناچاری. بی چارگی. ضرورت. ناگزیری. آنچه که بالضروره باشد و از آن چاره نبود. ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

لاعلاجی ناچاری

جمله سازی با لابدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این خموشی را غنیمت دان که گر از لابدی در سخن آیم بسی همچون تو را خامش کنم

سمور یعنی چه؟
سمور یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز