صادق القول

لغت نامه دهخدا

صادق القول. [ دِ قُل ْ ق َ ] ( ع ص مرکب ) راست گو. راست پیمان. آنکه چون وعده دهد وفا کند. صادق العهد.

فرهنگ عمید

۱. راست گو.
۲. خوش قول.

فرهنگ فارسی

خواهی که چو صبح صادق الوعد شوی خورشید صفت با همه کس یکرو باش. ( منسوب به بایزید بسطامی ) ۲- صفتی است از صفات خدا.
راست گو

جمله سازی با صادق القول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما طایفه‌ای را که منظوران نظر عنایت‌اند اثر آن انس که با حضرت عزت یافته بودند با ایشان باقی مانده باشد. اگر چه بخود ندانند که وقتی در عالم دیگر بوده‌اند ولکن چون مخبری صادق القول بگوید اثر نور صدق آن مخبر و اثر آن انس بیکدیگر پیوندد هر دو دست در گردن یکدیگر آورند زیرا که هر دو همولایتی اند یکدیگر را بشناسند اثر آن موافقت بدلها رسد جمله در حال اقرار کنند.

💡 محمّد صادق القول و امین است جهان را رحمةٌ للعالمین است

💡 خواهی که چو صبح صادق القول شوی خورشید صفت با همه کس یک رو باش

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز