صابئی

مترادف‌ها

صابئین

لغت نامه دهخدا

صابئی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به صابی یا صابئی. رجوع به صابئین شود:
هرچه در جمله آفاق در آنجا حاضر
مؤمن و صابئی و گبر و نصارا و یهود
گر تو خواهی که دم از صحبت اینان بزنی
خاک پای همه شو تا که بیابی مقصود.؟

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوبه به صابی پیرو صابئه: هر چه در جمله آفاق در آنجا حاضر مومن و صابئی و گبر و نصارا و یهود.

جمله سازی با صابئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیروان آیین صابئی در تاریخ باستان و متون مذهبی مختلف، به عنوان گروهی با باورهای خاص و منحصربه‌فرد شناخته شده‌اند که ریشه‌های بسیار دیرین دارند.

💡 در تحلیل‌های تاریخی مربوط به منطقه بین‌النهرین، پیروان مذهب صابئی نقش مهمی در حفظ برخی از سنت‌های باستانی و دانش‌های کهن ایفا کرده‌اند.

💡 مطالعه درباره تاریخ مذهب صابئی نیازمند بررسی دقیق متون کهن و شناخت دقیق بافتار فرهنگی و اجتماعی جوامعی است که در آن دوران می‌زیستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران