لغت نامه دهخدا
سارقین. [ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سارق، در حالت جری و نصبی. رجوع به سارق شود.
سارقین. [ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سارق، در حالت جری و نصبی. رجوع به سارق شود.
[ویکی الکتاب] معنی سَارِقِینَ: دزدان
ریشه کلمه:
سرق (۹ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کهنه حریفی شبی از سارقین سنگ زد او را به چراغ از کمین
💡 زوج ماجراجو و بیپولی به پمپبنزین مراجعه میکنند و متوجه ماشین سارقین بانک میشوند. مرد ماجراجو سعی میکنند که با باز کردن درب صندوقعقب، پولهای سرقت شده را بدزدد اما موفق نمیشود. با دوستدخترش به رستوران وارد میشوند.