لغت نامه دهخدا
قدرقدرت. [ ق َ دَ ق ُ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است: اعلیحضرت قدرقدرت.
قدرقدرت. [ ق َ دَ ق ُ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است: اعلیحضرت قدرقدرت.
(قَ دَ. قُ رَ ) [ ازع. ] (ص مر. ) آن که قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است. (برای شاهان آورده می شود ).
۱. [مجاز] قادر و توانا.
۲. آن که قدرتی برابر قضاوقدر دارد.
قادروتوانا، آنکه قدرتی برابرقدرت قضاوقدردارد
( صفت ) آنکه قدرتش برابر قضا و قدر است ( برای شاهان آورده می شود ): اعلی حضرت قدر قدرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از تارک شاه قدرقدرت اگر دور این تاج با دست قدر کردی نکردی