قابی

لغت نامه دهخدا

قابی. ( ع ص ) نعت فاعلی از قبو. فراهم آورنده به انگشتان. || بلند برآورنده بنا را. || چیننده زعفران. ( از منتهی الارب ). و رجوع به قابیه شود.

فرهنگ فارسی

فراهم آوردن بانگشتن یا بلند بر آوردنده بنا را.

جمله سازی با قابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بیابند زنگیی خسته زنگ و قابی دو بر گلو بسته

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز