فاستعذ
مترادفها
پناه ببر، استعاذه کن
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عوذ (۱۷ بار)ف (۲۹۹۹ بار)
پناه بردن. التجاء. «عاذَبِهِ:لَجَأَ وَاعْتَصَمَ».. گفت پناه میبرم به خدا از اینکه از جاهلان باشم. اعاذه: در پناه قرار دادن. من او و ذریّهاش را به تو میسپارم. استعاذه: پناه بردن و اعتصام.. به خدا از شیطان رجیم پناه بر. معاذ: مصدر میمی است. نصب آن برای مفعول مطلق است «اَعُوذُ بِااللَّهِ مَعاذاً» یعنی: پناه بر خدا از این کار که تو مرا میخوانی او مربّی من است (بنابر آنکه ضمیر «انه» به عزیز مصر راجع باشد).
جمله سازی با فاستعذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرض نیست امّا سنّتی مؤکّد است در نماز و در قراءت قرآن و پیش از قراءت مستحبّست نه بعد از قراءت، جماعتی اهل ظاهر چون داود بن علی و مالک و اصحاب ایشان گفتند پس از قراءت مستحبّست و همچنین روایت کردهاند از حمزه و از ظاهر لفظ قرآن بر گرفتهاند: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ» و این قول نه پسندیده است و بیشترین فقهاء و علماء دین و ائمّه سلف بر آنند که استعاذت پیش از قراءت مستحبّست چنانک خبر بدان آمده، و معنی الآیة: اذا اردت قراءة القرآن فاستعذ کما بیّناه، و الشیطان هو ابلیس و الرّجیم المطرود و الملعون.
💡 به خدا بر ز شر دیو پناه که خداگفت فاستعذ بالله