عالم افروز

لغت نامه دهخدا

عالم افروز. [ ل َ اَ ] ( نف مرکب ) روشن کننده عالم. ( ناظم الاطباء ). افروزنده جهان:
گل باغ شه عالم افروز باد
چراغ شبش مشعل روز باد.نظامی.روزی و چه روز عالم افروز
روشن همه چشمی از چنان روز.نظامی.و چهره مقصود چون روز عالم افروز روی نماید. ( سندبادنامه ص 215 ).

فرهنگ عمید

۱. افروزندۀ عالم، روشن کنندۀ جهان: روزی و چه روز عالم افروز / روشن همه چشمی از چنان روز (نظامی۳: ۴۶۴ ).
۲. [مجاز] خورشید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) روشن کننده جهان افروزنده گیتی.

جمله سازی با عالم افروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز تخت سلطنت شد عالم افروز چو از بیت الشرف خورشید تابان

💡 همه در آفتاب عالم افروز شوند اندر بهاران شاد و فیروز

💡 اگر فیروز نبود عالم افروز کجا فرخ تواند گشت فیروز

💡 برون آمد چو صبح عالم افروز بسان جوی شیر از چشمهٔ روز

💡 سحرگه کآفتاب عالم افروز سرِ شب را جدا کرد از تنِ روز

💡 که تیغش به دین اهرمن سوز باد فروغ رخش عالم افروز باد

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز