ظهره

مترادف‌ها

پشت او، کمر او

متضادها

جلو، پیش رو

لغت نامه دهخدا

( ظهرة ) ظهرة. [ ظِ رَ ] ( ع اِ ) یاریگر. مددکار. ظهیر. ظُهرة. || قبیله و قوم مرد: جأنا بظهرته؛ أی عشیرته.
ظهرة. [ ظُ رَ ] ( ع اِ ) سنگ پشت. || مددکار. ظِهرة. ظهیر. || قبیله مرد: جاءَنا فی ظُهرته؛ یعنی با قوم خود.
ظهرة. [ ظَ هََ رَ ] ( ع اِ ) متاع خانه. ( مهذب الاسماء ). رخت سرای. || قبیله مرد.

فرهنگ فارسی

متاع خانه. یا قبیله مرد

دانشنامه عمومی

ظهره (استان شلف). ظهره ( به عربی: الظهرة ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان الشلف واقع شده است. ظهره ۲۱٬۲۸۴ نفر جمعیت دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ظَهْرِهِ: کمرش - پشتش
معنی یَظْلَلْنَ: دائماً می شوند- می مانند (از افعال ناقصه است که معنی اش با عبارت بعدش کامل می گردد.عبارت "فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَیٰ ظَهْرِهِ " یعنی: به روی آب ساکن و بیحرکت میمانند)
ریشه کلمه:
ظهر (۵۹ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با ظهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وَ أَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِشِمالِهِ قیل: نزلت فی الاسود بن عبد الاسد اخی ابی سلمة هو له خاصّ ثمّ هو عامّ فی جمیع الکفّار. قیل: ینزع یده من صدره الی ما خلف ظهره فیعطی کتابه بشماله فیقول: یا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتابِیَهْ.

💡 قومی گفتند اسرافیل صاحب صور نیست فریشته‌ای دیگر صاحب صور است که عائشة روایت میکند از مصطفی (ص) که گفت: انّ اسرافیل له جناح بالمشرق، و جناح بالمغرب، و جناح متسرول به، و القلم علی اذنه فاذا نزل الوحی جری القلم، و صاحب الصّور اسفل منه قد حنا ظهره و الصّور علی فمه و ینظر الی اسرافیل و قد امر صاحب الصّور اذا رأیت اسرافیل ضم جناحه فانفخ.» قالت عائشة: هکذا سمعت رسول اللَّه یقول‌

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران