ظفرمند

لغت نامه دهخدا

ظفرمند. [ ظَ ف َ م َ ] ( ص مرکب ) پیروز.

فرهنگ عمید

پیروزمند، فاتح.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پیروزمند فاتح.

جمله سازی با ظفرمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن ظفرمند عدو بند که بر پشت سمند همچو کوهیست که زین برزده بر باد صباست

💡 پیریست زنده‌دل‌که جوانست تا به حشر زو بخت شهریار ظفرمند بختیار

💡 پور عضدالدوله ملک زاده محمد کز سیف و قلم جمله ظفرمند و هنرجو

کهیر یعنی چه؟
کهیر یعنی چه؟
ددی یعنی چه؟
ددی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز