طامعه

لغت نامه دهخدا

( طامعة ) طامعة. [ م ِ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث طامع. در فارسی به معنی آز به کار رفته است: ملاح را قوت طامعه بحرکت درآمد. ( گلستان ).

فرهنگ عمید

طمع کاری.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث طامع. یا قوت ( قوه ) طامعه. طمع آز.

جمله سازی با طامعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریخت زر آن نرگس طناز را تا نهد از طامعه تن ناز را

💡 چه عجب گر ز بیم طامعه شان کور بنهد عصا و کل دستار

💡 چون گرسنه باشی هر آش یا نان که بینی از طبیعت تو شهوت آن خیزد و به آشنایان که نشینی طامعه تو در ایشان آویزد

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز