کلمهی «طال» در زبان عربی به معنای دراز شدن، طول کشیدن، امتداد یافتن یا طولانی شدن زمان یا مکان است. این واژه از ریشهی سه حرفی (ط و ل) گرفته شده و در عربی کلاسیک و معاصر کاربرد فراوان دارد. وقتی گفته میشود چیزی «طال» شده، معمولاً منظور این است که آن چیز دراز یا طولانی مدت شده است، مانند زمان، مسیر، یا چیزی که فیزیکی دراز شده است. این واژه در متون ادبی عربی برای توصیف طولانی شدن مدت زمان رنج، انتظار یا صبر نیز به کار رفته و بار معنایی توصیفی و گاهی عاطفی دارد. «طال» میتواند به صورت فعل، اسم یا صفت در جمله ظاهر شود و با فعلهای دیگر برای ایجاد ترکیبات معنایی پیچیده نیز ترکیب شود. در قرآن و شعر عربی، این واژه برای تاکید بر طولانی بودن چیزی، چه واقعی و چه استعاری، به کار رفته است. این واژه بار معنایی انعطافپذیری دارد و بسته به زمینه، هم طول جسمی و هم طول زمان یا مدت را میتواند بیان کند. به طور کلی، «طال» نشاندهنده طول، استمرار و امتداد در سطح مادی یا معنوی است و در مکالمه، نوشتار رسمی و ادبی عربی کاربرد دارد.
طال
لغت نامه دهخدا
طال. [ لِن ْ ] ( ع ص ) منهل ٌ طال؛ چشمه چغزلاوه برآورده. || لیل ٌ طال؛ شب تاریک. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
منهل طال چشمه چغزلاوه بر آورده
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
طول (۱۰ بار)
جمله سازی با طال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقد نالت بک الایام فخرا و طال علی عداک ید الزمان
💡 و ما من ظالم الا و یبلی و ان طال المدی یوما باظلم
💡 سر آزاد از آن قوم سوسن برست به زخم زبان و به طال البقا
💡 به وقت صبح فرو میری و عجب این است که زندهدل شوی از یک دروغ طال بقا
💡 ز ناز اگر برود تا ستاره بار شوم رسد چو میزندش آفتاب طال بقا
💡 تا کی ازحضرت تو صبر و شکیب طال تطوا فهم وراء حجاب