طاقت شکن

لغت نامه دهخدا

طاقت شکن.[ ق َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) که طاقت برد و تاب و توان بشکند و بزداید. و رجوع به طاقت فرسا و طاقت زدا شود.

فرهنگ عمید

شکنندۀ طاقت، آنچه تاب وتوان را از بین ببرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که طاقت و شکیب ببرد آنچه که تاب و توان بزداید.
که طاقت برد که تاب و توان بشکند و بزداید.

جمله سازی با طاقت شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محتشم عشوهٔ طاقت شکن ساقی بزم اگر اینست دگر می‌شکنم سوگندی

💡 دوری فکن دو همدم از هم طاقت شکن دو عاشق از غم

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز