راست کردار

لغت نامه دهخدا

راست کردار. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) راست فعل. که کردار براست دارد. نیک افعال و خوش معامله. ( آنندراج ). نیکوکار و خوش معامله. ( ناظم الاطباء ). درستکار. راستکار. صحیح العمل. آنکه در کارها رعایت راستی و امانت کند: و گفت خواهد آمد بشما رسول راستگو و راست کردار. ( قصص الانبیاء ص 21 ). و رجوع به راست کرداری شود.

فرهنگ عمید

راست کار، درستکار، نیکوکار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - نیکو کار نیک افعال صحیح العمل درستکار: [[ شخص راست کردار همه جا موفق است. ۲ - خوش معامله.
راست کار، درستکار، نیکوکار

جمله سازی با راست کردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه هر آن را که لقب بوذر و سلمان باشد راست کردار چو سلمان و چو بوذر گردد

💡 می باید که شاه را منهیان راست کردار راست گفتار بر کار باشند که احوال رعایا و گماشتگان بر ایشان را به وی رسانند.

💡 اگرش چشم راستین بودی راست کردار و راست دین بودی

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز