واژه «راست عیار» در زبان فارسی به معنای چیزی کاملاً درست، کامل و بدون هیچگونه نقص یا ناخالصی به کار میرود و ریشه آن به اصطلاحات سنجش عیار فلزات، بهویژه طلا و نقره، بازمیگردد. در کاربرد اصلی، زمانی که گفته میشود فلزی «راست عیار» است، منظور این است که آن فلز دارای عیار واقعی و خالص بوده و هیچگونه تقلب یا آمیختگی در آن وجود ندارد. این مفهوم از حوزه فلزکاری و زرگری به زبان ادبی و روزمره منتقل شده و برای بیان درستی و کمال در امور مختلف استفاده میشود. در معنای مجازی، «راست عیار» به هر چیز بیغش، صادق و کاملاً درست اطلاق میشود که از هرگونه نادرستی یا کاستی به دور باشد. در مورد انسانها نیز این واژه میتواند به معنای فردی راستگو، درستکار و قابل اعتماد به کار رود. در متون ادبی فارسی، شاعران از این ترکیب برای بیان کمال، زیبایی یا صداقت مفاهیم مختلف بهره بردهاند. در مقابل این واژه، اصطلاحاتی مانند «شکسته عیار» یا «کمعیار» قرار دارد که نشاندهنده نقص یا ناخالصی هستند. از نظر زبانی، «راست عیار» ترکیبی است که هم کاربرد فنی در سنجش فلزات دارد و هم کاربرد استعاری در بیان مفاهیم اخلاقی و ادبی. این واژه نشاندهنده پیوند میان دقت علمی در گذشته و زبان غنی و تصویری فارسی در بیان مفاهیم است. در مجموع، این کلمه به معنای کامل، خالص، درست و بینقص بودن در هر زمینهای است که به کار رود.
راست عیار
لغت نامه دهخدا
راست عیار. [ ع َ ] ( ص مرکب ) تمام عیار. درست. مقابل شکسته. کامل عیار؛ یعنی پولی که عیار آن راست و درست باشد. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً، بی غش. صحیح. درست:
گربود پاسخ تو راست عیار
راست گردد مرا چو قد تو کار.نظامی.
فرهنگ عمید
۱. تمام عیار، کاملعیار.
۲. ویژگی زر بی غش.
۳. راست ودرست.
فرهنگ فارسی
تمام عیار مقابل شکسته
جمله سازی با راست عیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بود پاسخ تو راست عیار راست گردد مرا چو قد تو کار