راست دل
مترادفها
صادق، مخلص، پاکدل
لغت نامه دهخدا
راست دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) که دلی راست دارد. که دور از کجی و بددلی است. پاکدل:
کسی را ندیدم از ایران سپاه
بجز راست دل رستم نیکخواه.فردوسی.ازو پهلوان جست راه سخن
که ای راست دل گوژپشت کهن.( گرشاسبنامه ص 96 ).پشت خم راست دل بخدمت تو
همچو نون والقلم همه کمر است.خاقانی.و نجم الدین ابی جعفر احمد عمران که او را وزیر راست دل گفتندی. ( جامع التواریخ رشیدی ). || ساده دل: عبداﷲ [ بن عباس علی ] را گفت: تو مردی راست دلی و دلیر این کار بدلیری تباه خواهی کرد.( مجمل التواریخ والقصص ). و ترک با ادب و عقل بود و راست دل. ( مجمل التواریخ والقصص ).
فرهنگ عمید
ساده دل، پاک دل، خوش قلب.
فرهنگ فارسی
که دلی راست دارد. که دور از کجی و بد دلی است.
جمله سازی با راست دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قد خم به ره راست دل قدم ننهاد کجی ز تیر به زور کمان برون نرود
💡 از خلق می شنیدم ز آهن پری گریزد دیدم بتی پری رو کو راست دل ز آهن
💡 آهم نمیکند به دل سخت او اثر او راست دل مگر از سنگ مرمرا؟!
💡 پشت خم راست دل به خدمت او همچو نون و القلم همه کمر است
💡 خواهی که سرافراز شوی در همه عالم چون سرو سهی راست دل و راست زبان باش
💡 با اینهمه هشیاری و عشقی که ملک راست دل شیفته شیوه مستانه عشق است