چپ و راست
مترادفها
همه طرف، هر سو
متضادها
هدفمند، دقیق
لغت نامه دهخدا
چپ و راست. [ چ َ پ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) جانب چپ و راست. سمت چپ و راست:
معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمیکند کز پس و پیش بنگری.سعدی.دل و جانم بتو مشغول ونگه بر چپ و راست
تا ندانند رقیبان که تو منظور منی.سعدی.در دیر محکم ببستم شبی
دویدم چپ و راست چون عقربی.سعدی.سبک طوق و زنجیر از او باز کرد
چپ و راست پوئیدن آغاز کرد.سعدی.|| آنکه با هر دو دست کار کند. کسی که با دست چپ و راست کار تواند کرد. آن کس که با دست چپ کار دست راست نیز تواند کرد. || عدم ثبات و بی قراری و بی خبری. ( ناظم الاطباء ). || دو حلقه یا قلاب که داخل هم شود. ( فرهنگ نظام ). نیز ریسمان ها یا تخته هایی که مانند حلقه ها یا قلابها داخل هم است. ( فرهنگ نظام ). بعضی از شعراء آنرا مخفف کرده «چپراس » در شعر آورند. ( فرهنگ نظام ). رجوع به چپ راست و چپراس شود. || حمایل از دوجانب. رجوع به چپراس و چپ راست شود.
فرهنگ فارسی
جانب چپ و راست. سمت چپ و راست. یا عدم ثبات و بی قراری و بی خبری.
جمله سازی با چپ و راست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «در هنگامهٔ برادرکُشی میانِ سُرخها و سیاهها، «پدر یارانوس» تنها میایستاد، چپ و راست را نگاه میکرد…، بی آن که بداند به کدام سمت باید رو کند.
💡 به مشامم نرسد بوی گلی از چپ و راست مگر از زلف کجت سلسله بر پای صباست
💡 آریتنوئید عرضی مانند پلی بین دو غضروف آریتنوئید چپ و راست قرار گرفته و فضای بین دو سطح کناری دو غضروف را پر میکند.
💡 وَرید اَجوَف تحتانی از تلفیق سیاهرگ تهیگاهی مشترک چپ و راست در سطح مهره پنجم کمری ایجاد میشود.
💡 زلف در پای تو افتد به تظلم چپ و راست بسکه در تاب زسودای گرفتاران است
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به ضربه چپ و راست اشاره کرد.