راحت یافتن

لغت نامه دهخدا

راحت یافتن. [ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) آسوده شدن. ( آنندراج ). آسایش یافتن:
پزشکی چون کنی دعوی که هرگز
نیابد راحت از بیمار بیمار.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

آسوده شدن. آسایش یافتن.

جمله سازی با راحت یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگفت: زهد راحت یافتن است از بیرون آمدن از ملک.

💡 ابن خفیف گوید زهد راحت یافتن است در بیرون آمدن از ملک.

💡 خاک ناگردیده نتوان بوی راحت یافتن صندل دردسر هر شعله خاکستر بود

💡 و گفت: انس را علامت است دایم نشستن در خلوت و طول وحشت از مخالطات و لذت یافتن بذکر و راحت یافتن در مجاهده و چنگ در زدن بحبل طاعت.